پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

درس­های زلزله کرمانشاه/ دکتر فریدون نوری

درس­های زلزله کرمانشاه/ دکتر فریدون نوری

۲۱ آبانماه امسال در تقویم تاریخ معاصر ملت ایران روزی حزن انگیز است که در آن در بخش­هایی از استان کرمانشاه در شهرستان­های سرپل ذهاب، ثلاث باباجانی، دالاهو و جوانرود، زمین این مرکب راهوار حیات، زیر پای ساکنانش رمید و در چشم بهم زدنی فاجعه­ای ملی رخ داد، که موجب آن صدها نفر از هموطنان عزیزمان از میان ما پر کشیده و به ابدیت و جاودانگی پیوستند و هزاران نفر مجروح و ده­ها هزار نفر هم آواره و بی­خانمان و داغدار مرگ عزیزان از دست رفته خویش در نهایت درماندگی و بهت چشم امیدشون برای رهایی از این مصیبت به سوی نهادهای مسئول و ملت ایران خیره شده بود.

باری: زلزله ۲۱ آبان با خساراتی عظیم مادی و تلفات انسانی غیرقابل جبران به تقویم حوادث مرگبار تاریخ معاصر پیوست و ایرانیان و همه انسان­های آزاده عالم را در ماتم و اندوه فرو برد اما درس­ها و پیام­های فراوان حاصل از این رویداد شایسته تأمل و بازخوانیست.

به عنوان یک شهروند اهل آن دیار و کسی از نخستین روزهای این اتفاق ناگوار در جریان کم و کیف اتفاقات و شیوه امدادرسانی و نوع  میزان کمک­های ارسالی و یاری رسانی به بازماندگان حادثه بوده­ام طرح مطالب و نکات ذیل ر ا خالی از فایده نمی ­بینم.

۱- نحوه اطلاع رسانی و پوشش خبری رسانه­های رسمی به ویژه رسانه ملی در لحظات اولیه بروز حادثه و تغییر مرتب متن و محتوی اخبار و به ویژه جابجایی کانون زلزله که ابتداء استان سلیمانیه و شهر حلبچه و کلار عراق و سپس مناطق مرزی میان ایران و عراق در منطقه ازگله و نزدیکی­های دربندیخان عراق را کانون اصلی زمین لرزه عنوان نمودند موجب سردرگمی و نگرانی مردم و شهروندانی گردید که با نگرانی و اضطراب فزاینده پیگیر احوال، سرنوشت و تندرستی هموطنان ساکن این مناطق و آشنایان و بستگان خود در منطقه زلزله زده بودند، به موازات اخبار رسمی پوشش رسانه­ای دنیای مجازی و کانال­های ارتباطی مانند تلگرام،  اینستاگرام و … به ایفای نقش پرداخته و اخبار، تصاویر و صحنه­های ارسالی از سوی فعالین این حوزه­ها موجب حساس شدن فضای جامعه گردید و ملت ایران را به درستی با عمق فاجعه آشنا نمود. پیشی­گرفتن کانال­های ارتباطی و شبکه­های اجتماعی از متولیان رسمی و ملی پوشش اخبار و بازتاب اخبار و انتقال اطلاعات پیرامون این رویداد مرگبار و اعتماد مردم به اخبار و اطلاعات غیر رسمی این کانال­ها جلوه­ای عینی از شکل­گیری حاکمیت دنیای مجازی را به نمایش گذاشت. امری که علی­رغم سودمندی بسیار در صورت عدم مدیریت و ساماندهی در یک جامعه غیر مدرن و در حال گذار می­تواند عواقب زیانبار فراوانی هم به همراه داشته باشد.



۲- هر چند زلزله بلایی دهشتناک و طبیعی است و هیچ نهاد، سیستم و یا فردی در دنیا نه می­تواند از وقوع آن جلوگیری نموده و نه احیاناً زمان دقیق حدوث آن را به یقین مشخص نماید اما شیوه مدیریت بحران در هر کشوری یکی از مهم­ترین پارامترهای واقعی برای ارزیابی وضعیت و میزان توسعه یافتگی جامعه و نظام سیاسی حاکم بر آن است. حال سؤالی که مطرح است آنست که کارنامه تیم مدیریت بحران و نهادهای زیربط از یک سو و نقش جامعه مدنی و فعالان اجتماعی و انساندوست از سوی دیگر در این ماجرا چگونه بود؟!

مدیریت بحران در هر کشوری مستلزم وجود تدابیر عقلانی و مدیریتی کارآمد و بکارگیری و هم­افزایی تمامی امکانات توانمندی­های موجود می­باشد و این میّسر نخواهد بود؛ مگر آنکه برخورداری نهادهای متولی مدیریت بحران از تخصص و کارآمدی لازم و شفافیت در عملکرد، موجب ارتقاء باورمندی عمومی واعتقاد مردم به نقش محوری و کلیدی این نهاد گشته و طبعاً در چنین شرایطی ایجاد ایک اتاق فرمان مرکزی مدیریت بحران و کنترل شرایط می­تواند  با ایجاد هم افزایی در همه حوزه­ها عواقب و تأثیرات زیانبار و منفی بحران را تا نهایت امکان تقلیل داده و در بهبود و بازسازی شرایط مؤثر واقع افتد. مشاهدات میدانی و تجارب عینی و نوع اقدامات و فعالیت­های امدادی صورت گرفته در زلزله اخیر گویای این واقعیت است که میزان کارآمدی و شفافیت نهادهای متولی و سطح اعتماد و همدلی مردم با این نهادها در شرایط بحرانی از وضعیت مطلوب و رضایت بخشی برخوردار نیست و با استانداردهای مدیریتی قابل قبول فاصله دارد.

راقم این سطور هرگز به مطلق اندیشی و تقسیم­بندی صفر و صدی عملکرد و رفتار نهادها و افراد اعتقاد نداشته و با واقع­بینی و درک شرایط کشور، خدمات انجام شده و تلاش­های صورت گرفته و اقدامات مثبت نهادها و ارگان­های کشوری و لشکری و ایثار و ازخود گذشتگی انجمن­های مردم نهاد و خودجوش را ارج نهاده و قدردان تلاش همه این عزیزان می­باشد، اما این به معنای آن نیست که ما مشکلات و نارسایی­ها و ناکارآمدی­ها را نادیده بگیریم و با این سهل انگاری و نادیده انگاری­ها در نقد عملکردها و عدم طرح کاستی­ها راه را بر تکرار تجربه­های تلخ در مدیریت بحران­ها هموار نمائیم.

۳- کاهش میزان باورمندی عمومی مردم به نهادهای متولی خدمات عمومی و به ویژه به دستگاه­های ذیربط در مدیریت بحران که موجب اتلاف زمان، هدر رفت منابع، کاهش کارآمدی دستگاه­ها و در نهایت موازی کاری­های هزینه آفرین در حوزه تصمیمات و اقدامات عمومی می­گردد تنها مختص کشور ما نیست و یکی از مهم­ترین معضلات کنونی در ساختار مدیریتی کشورهای در حال توسعه و نظام­های مدیریتی بسته و غیرشفاف می­باشد.

به نظر می­رسد عدم حفاظت درست از سرمایه ­های عمومی، هدرفت اموال و منابع طبیعی وعمومی، دست اندازی­های گروهی و باندی به بیت المال و اختلاس­های مکرر و پی­درپی از اموال عمومی و … از جمله آسیب­های جدی و معضلاتی هستند که در سال­های اخیر موجبات یأس و نا امیدی مردم را فراهم و اعتماد عمومی به دستگاه­ها و نهادها و شرایط را به مثابه یک سرمایه اجتماعی همگانی با آسیب جدی و چالش مواجه نموده­اند، تداوم همین آسیب­ها و مشکلات و عدم وجود عزم و اراده ملی و همگانی برای برخورد ریشه­ای با این سوء استفاده­ها رفته رفته موجبات نا امیدی مردم از کارکرد نهادهای متولی امور جامعه را فراهم نموده و در بزنگاهای تاریخی و بحران­هایی همچون زلزله اخیر این نارضایتی­ها و بی­اعتمادی­ها به اشکال گوناگون نمود می­یابد و دستگاه­های متولی امور را در انجام وظایف کارکردهای خویش به چالش می­کشد.

۴- رستاخیز عظیم ملت شریف ایران و همت و اراده در خور تحسین آنان برای یاری آسیب دیدگان در انداختن طرحی نو بود که به موجب آن ایرانیان با عبور عاقلانه و هوشمندانه از مرزبندی­های مرئی و نامرئی قومی، زبانی، آئینی، جغرافیایی و … کمک رسانی و همدلی با حادثه دیدگان را به عنوان اصلی اخلاقی وانسانی وجهه همت خویش قرار دادند. کاروان­های متعدد و متنوع کمک در مسیر راه­های مواصلاتی به کرمانشاه از اقصاء نقاط کشور و حضور خانواده­های ایرانی با خودروهای شخصی که بعضاً کامیون­های حامل کمک را اسکورت می­نمودند و برخی هم به قدر توان در خودروهای خود کالا و کمک به سوی مناطق حادثه دیده حمل می­نمودند از یک سو و استقبال و پذیرائی گرم و صمیمانه شهروندان کرمانشاهی به ویژه در شهرها و مناطق منظم به کانون زلزله از مهمانان امدادگر از سوی دیگر می­تواند از دو منظر قابل تأمل باشد: نخست آنکه ملت بزرگ ایران با برخورداری از یک پیشینه عمیق و وزین فرهنگی و تاریخی و برخورداری از گنجینه­ای نایاب از تجارب و داشته­های ارزشمند انسانی در هنگام بحران­ها و در روز نیاز از تعلقات محلی و منطقه­ای عبور و در مواجهه با بحران­ها و چالش­های ملی همبستگی و انسجام خود را به عالیترین شیوه به نمایش می­گذارد و این مایه از فرهیختگی و فداکاری وایثار می­تواند به مثابه سرمایه­ای گرانسنگ این ملت را در بزنگاه­های تاریخی یاری نموده و آنان در فایق آمدن به چالش­ها و عبور از فرار و فرودها یاری نماید.

جنبه دیگر این رفراندوم عمومی ایرانیان در همراهی با کردها و کرمانشاهیان و فعالیت خودجوش و حضور هزاران نفر از شهروندان ایرانی در این ماجرای امداد و همدلی مسئولانه و اخلاقی را باید در موضوع پیش گفته کاهش باورمندی عمومی به کارکرد درست، تخصصی و شفاف نهادهای عمومی و متولیان مدیریت بحران جستجو کرد و با تجزیه و تحلیل علمی و درست واقعیت از حجم دیوار این بی اعتمادی­ها و فاصله­ها کاست.

صرفنظر از همدلی و همراهی وصف ناپذیر و درخورتحسین ملت در این ماجرا حضور خودجوش شهروندان عزیز بدون برنامه و آگاهی از شرایط حاکم بر منطقه در کنار عدم آشنائی با اصول اولیه امداد و نجات چالش­ها و مخاطراتی را هم برای امدادگران ایجاد و هم با ایجاد ترافیک، ازدحام بدون برنامه، موازی کاری در امداد و … پروسه امداد و نجات در مناطق آسیب دیده را هم تحت تأثیر قرار داد و در پاره­ای موارد موجب اتلاف منابع و از دست رفتن زمان به عنوان یک عنصر حیاتی در پروسه امداد گردید و حتی فراتر از متأسفانه موجب ایجاد سوانح جاده­ای و شهادت تعدادی از شهروندان امدادگر همچون مرحومان معروفی و حکیمی گردید که از همین جا لازم میدانم که بر روان پاک این عزیزان درود بفرستم.

۵- ایجاد کمپین­ های مردمی و خودجوش در شهرها و استان­های مختلف و به ویژه در پایتخت کشور و میدان داری هوشمندانه و مشارکت عاقلانه چهره­های ملی و سرمایه­های گرانسنگ انسانی و اشخاص حقوقی و حقیقی و شرکت­ها که از میان آنان می­توان به نقش و اقدام ارزنده و کم نظیر شخصیت­هایی چون آقایان دکتر زیباکلام، جناب مهندس علی دائی، جناب جواد خیابانی، کانون محترم وکلاء مرکز، شرکت تولیدی ایستک و شرکت­های تولیدی در بخش عمومی و خصوصی و انجمن­های مردم نهاد به ویژه در شهرهای مناطق غربی و کردنشین از ماکو تا ایلام حاوی پیام­های روشن و جدیست و بجاست که پس از عبور از این شرایط بحرانی متخصصان و متولیان امور با بازخوانی و تبیین واقعیت­های موجود به فکر استفاده این پتانسیل­ها و ظرفیت­های عظیم انسانی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و …. کشور باشند و اجازه ندهند این فرصت ارزشمند ایجاد شده برای اعاده نشاط اجتماعی و همبستگی ملی به هدر رود و قدردان همراهی و همدلی نخبگان و چهره­های ملی و مستقل باشند.

۶- هرچند که به لطف الهی و با باران مهربانی عاطفه و سخاوت دست­های امدادگران سراسر وطن و تلاش و اقدامات نهادهای متولی بحران و عزم همگانی ملت روزها و لحظات سخت، نفس­گیر و مرگبار اولیه زلزله سپری و اقدامات مؤثر و مفید قابل توجهی در جهت امداد اسکان موقت وکاهش آلام و تأمین نیازمندی­ها فوری صورت گرفته است اما این پایان ماجرا نیست و بلکه آغاز یک راهست و ضروریست که طلیعه سرفصلی جدی از اقدامات و تصمیمات درست، بنیادین، هوشمندانه و ماندگار باشد که موجب آن نارسائی­ها و مشکلات طاقت فرسا و آزار دهنده زندگی مردمان این دیار دیده شود و در پرتو یک برنامه­ریزی منسجم و درست و یا تقسیم کار شفاف و روشن موضوع بازسازی درست و استانداردسازی واحدهای مسکونی و ایجاد اشتغال و کار برای بازماندگان مورد اهتمام جدی قرار گیرد. نباید فراموش شود که آسیب دیدگان علاوه بر خوراک، پوشاک و سرپناه مانند همه ما نیازمند شغل و تأمین منابع درآمد پایدار و منطبق با الگوی زیست خویش می­باشند.

۷- شایسته است دولت محترم به دور از هرگونه غفلت و موازی کاری و تأخیر با بسیج و به کارگیری همه امکانات و پتانسیل­های موجود یک برنامه جامع، مدون و قابل سنجش و کنترل را با زمان­بندی دقیق جهت آبادانی و عمران مناطق آسیب دیده و بازسازی اصولی منازل مسکونی و ترمیم و احیای زیرساخت­های اساسی و اماکن عمومی و مراقبت و همراهی توأم با حمایت­های لازم از بازماندگان را در موضوع اشتغال و اعاده امید به زندگی در سرلوحه تدابیر خود قرار داده و از این طریق نسبت به افزایش امیدواری و باور مردم به همراهی دولت و امکان دوباره شکل­گیری حیات و فعالیت در این مناطق و به ویژه در روستاهای محروم و دور دست همت گمارد. توفیق در این زمینه سنگ محک خوبی برای ارزیابی کارنامه و راستی آزمایی وعده­های دولت محترم تدبیر و امید می­باشد.

زلزله کرمانشاه نشان داد که نگاه کلاسیک و سنتی به مدیریت بحران و رویکرد ناصوابی که معتقد است که کلیه سیاست­گذاری­ ها، برنامه ­ریزی­ها و اقدامات باید به صورت عمودی و از بالا به پائین طراحی و اجراء گردد و نهادهای دولتی باید به طور مطلق به مدیریت متمرکز یک طرفه امور بپردازند

۸- زلزله اخیر و اتفاقات پس از آن می­تواند زمینه را برای بازخوانی شرایط و ساختار حاکم بر نهادهای متولی مدیریت بحران هموار نماید و متولیان امور را در شناسایی کاستی­ها و نارسایی و تلاش در جهت مرتفع نمودن آن­ها یاری رساند چرا که در دنیای امروز مواجهه درست و مؤثر با بحران­ها سنگ محک کارآمدی سیستم­هاست و در شرایط دشواری همچون حدوث زلزله که قربانیان و گرفتاران زیر آوار در دشوارترین و نفس­گیرترین لحظه­های حیات با هیولای مرگ دست و پنجه نرم می­کنند و ثانیه­ها را باید در امداد غنیمت شمرد.

هر نوع بی­ نظمی، سر درگمی، عدم انظباط و اطلاع رسانی ناشفاف و ازهمه بدتر دعوی گروهی و جناحی که منجر به کمترین تعلل در فعال نمودن همه ظرفیت­های مدیریت بحران کشور و در صورت نیاز کمک از نهادهای ذیربط عام المنفعه بین المللی گردد پذیرفتنی نیست و گناهی نابخشودنی خواهد بود که می­تواند به عمیق­تر شدن بحران و افزایش تبعات بسیار ناگوار آن بیانجامد.

زلزله کرمانشاه نشان داد که نگاه کلاسیک و سنتی به مدیریت بحران و رویکرد ناصوابی که معتقد است که کلیه سیاست­گذاری­ ها، برنامه ­ریزی­ها و اقدامات باید به صورت عمودی و از بالا به پائین طراحی و اجراء گردد و نهادهای دولتی باید به طور مطلق به مدیریت متمرکز یک طرفه امور بپردازند تا چه اندازه ناکارآمد و غیر مؤثر است. نگاه عمودی از بالا به پائین و برنامه ریزی دستوری در مدیریت بحران، عدم ارزیابی عملکردها و غفلت از درس آموزی از تجارب گذشت، نادیده انگاشتن ظرفیت­های جامعه مدنی و چهره­های مورد وثوق، موازی­کاری و عدم هماهنگی و انسجام در مدیریت بحران در سطح استان در ساعات اولیه پس از زلزله و عدم ساماندهی درست کمک­های ارسالی و فقدان سیستم توزیعی هوشمندانه و کارآمد برای توزیع کمک­ها بر پایه نیازسنجی درست و … از مهمترین افت­ها و چالش­هایی بود که به عزم همگانی ایرانیان برای کاهش آلام آسیب­دیدگان سایه افکنده بود، اما با این همه ملت ایران با اراده­ای راسخ توانست بسیاری از نواقص و کاستی­های نهادهای متولی را هم پوشش دهد.

و سخن آخر اینکه با آرزوی غفران برای درگذشتگان و بهبود کامل و صبر برای مجروحان و بازماندگان عزیز این زلزله بایسته است از آنجا که متأسفانه کشور ما به لحاظ جغرافیایی در کانون یکی از زلزله خیزترین مناطق جهان قرار دارد و تنها در چند دهه اخیر در مناطق مختلفی همچون بوئین زهرا، طبس، رودبار و منجیل، بم، رزقان و کرمانشاه تجربه مرگبار زلزله تعداد بسیار زیادی از هموطنان عزیزمان را به کام مرگ فرستاده است و هزاران نفر را آواره و بی خانمان نموده است. متولیان امر و نهادهای مسئول به فکر ایجاد ظرفیت­های علمی و ارتقاء توانمندی­های تخصصی و توسعه رشته­های دانشگاهی مرتبط با مدیریت بحران و استفاده از تجارب و دانش انباشته دنیا در حوزه زلزله نگاری و مدیریت بحران حاصل از آن برآیند و با تولید دانش علمی درخور نسبت به تدوین سند جامع و نقشه راه استراتژیک کشور برای مدیریت بحران زلزله اقدام و مکانیسم مقابله با آثار و عواقب مرگبار این بلای هولناک به بهترین روش  و شیوه ممکن با بهره­گیری از دانش روز تدوین و در کانون توجه و اهتمام نهادها و دستگاه­های مسئول قرار دهند.

مقایسه میزان تلفات و حجم تخریب در دو سوی مرز ایران و عراق و مناطق مرزی دو کشور یادآور این واقعیت تلخ است که سکونت گاه و منازل مسکونی و ساختمان­های ما تا چه اندازه فاقد استحکام و امنیت لازم بوده و ضرورت توجه به مقاوم سازی مسکن و جلوگیری از ساخت و سازهای غیر اصولی و فاقد استحکام و ماندگاری لازم را بیش از پیش گوشزد می­نماید.


   دکتر فریدون نوری – مدرس دانشگاه و دانش آموخته تاریخ و حقوق



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 22 آذر ماه، 1396 توسط Administrator  پرینت

مرتبط باموضوع :

 راه اندازی کانال رسمی تلگرام روستای شمشیر  [ شنبه، 10 بهمن ماه، 1394 ] 912 مشاهده
 تور عکاسی زمستان شمشیر  [ پنجشنبه، 23 بهمن ماه، 1393 ] 688 مشاهده
 افتخاری دیگر برای روستای شمشیر  [ يكشنبه، 2 تير ماه، 1392 ] 1408 مشاهده
 راه اندازی دفتر شرکت گردشگری در شمشیر  [ دوشنبه، 4 اسفند ماه، 1393 ] 715 مشاهده
 درگذشت محمدسعید امیری  [ شنبه، 30 فروردين ماه، 1393 ] 1051 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب