پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

هیزم شکن

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند ... آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود ! اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد !!!



زنش آن را جابه جا کرده بود... مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت : و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند...! سخن روز : اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ...



داستان کوتاه هیزم شکن همسایه دزدی شب
ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 11 اسفند ماه، 1389 توسط administrator  پرینت

مرتبط باموضوع :

 آرامش سنگ یا برگ!!  [ دوشنبه، 29 فروردين ماه، 1390 ] 2264 مشاهده
 هنر بخشیدن  [ شنبه، 14 بهمن ماه، 1391 ] 1529 مشاهده
 دختر آينه  [ سه شنبه، 7 آبان ماه، 1392 ] 1031 مشاهده
 دو داستان زیبا و آموزنده از پائولو کوئلیو  [ دوشنبه، 8 خرداد ماه، 1391 ] 2247 مشاهده
 داسـتان ملخـک و رمـال درجـه یـك دنیـا !  [ چهارشنبه، 15 آبان ماه، 1392 ] 29667 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب