پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

نژاد کرد

 نژاد کرد


الف- آراء و نظریات نژاد شناسان درباره نژاد کرد


کردها شعبه ای از نژاد ایرانیند که از حیث زبان، اخلاق وعادات، شیوه معیشت ومذهب با سایر ایرانیان ، دارای جهات اشتراک هستند. ولی محیط جغرافیایی و حوادث تاریخ در خصایص قومی و نژادی ایشان تأثیرای گذاشته ودر نتیجه اختلافاتی در لهجه ، مذهب و عادات آنها پیدا شده که تحقیق علمی درباره آنها را تا حدی دشوار نموده است ، مع الوصف  بعضی ازمحققان نژادشناس قرنهای نوزده و بیست میلادی که درباره نژاد باستانی آریایی سخن می راند، میگوید «شاید کردها ولرهای امروز از لحاظ خصوصیات جسمانی شبیه تر به مادیهای باستان باشند تا ساکنین لطیف فلات بزرگ».
اوژن پیتارد در کتاب معروف خود بنام نژاد و تاریخ سه شعبه از نژاد ایرانی را کردها-ارمنیها وی درباره کردها می نویسد که «از میان اقوام ایرانی کردها بیشتر از همه سالم ودست نخورده مانده اند، زیرا که مکان آنها کوهستانی سخت است، که کمتر معبر اقوام مهاجم بوده است .
دانشمند نژاد شناس «ریچ» که درباره کردها تحقیقاتی دارد، از لحاظ ساخت و فونکسیون اکراد را دوطایفه شمرده است. یکی چادر نشینان که چوپبان ورمه بان وسلحشوراند که آنها را آسیرتا نامیده است و دیگر کشاورزان روستان نشین که بنام گوران خوانده است. میگوید دسته اول درشت چهره، با پیشانی برآمده و خطوط صورت پیچیده و دسته دوم بعکس آنها هستند.

میتوان طبقه بندی کرد، طبقات پست تر آنها ده نشین هستند که در قراء و قصبات سکونت دارند، درحالیکه خوانین و روسای آنها چادرنشین و در حال کوچ هستند. یکی دیگر از کسانی که درباره نژاد کرد تحقیق کرده «کلنل دو هوسه» است بنابر قول او «کردها غالباً درازسر هستند با قامتی میانه وعضلاتی نیرومند و رنگ خرمائی موی سیاه، ابروی ضخیم و پهن، بینی درشت و عقابی با گونه ای برجسته مانند فارسها» برخی نیز مانند خانیکف بر این نظرند که اکراد شباهت زیادی به افغانها دارند ، و در میان آنها افرادی با بینی درشت وعقابی و نوک دار دیده شده است، بطورکلی چشم کردها سیاه و درشت تر از چشم ا فغانهاست، و فاصله بین دو چشم آنها بیش از سایر ایرانیان غربی و تاجیکها و پشتوها می باشد، در عین حال شباهت آنان به پشتوها  جالب توجه است.



 ژان دو مرگان نیز می نویسد «کردها مردمانی هستند زیبا با قد متوسط، شانه پهن، پیشانی بلند، بینی قلمی و چشمان درشت و سیاه غالباً  با موی مشکی» گاسپارد هم در کتاب مسافرت در ایران خود می نویسد «کردها مانند فارسها دارای قدی متناسب، موی مشکی و چشمان سیاده هستند» اوژن پیتارد نیز در این باره به نقل از نژاد شناسی بنان «سولاک»می نویسد که وی گفته است: رنگ پوست و موی کردها به نژادهای شمالی اروپا خیلی نزدیک است و اگر کردها بطرز شرقی موی خود را رنگ نمی بستند ولباس محلی نمی پوشیدند،بیننده آنها را از مردمان اروپای شمالی می پنداشت » سپس اوژن پیتارد می افزاید که «شخص از خود می پرسد که سولاک چنین افرادی را در کجا دیده است ، که به این قطعیت سخن می راند.من عده زیادی از کردها را که آزمایش کرده ام، چنین مختصاتی در آنها ندیده ام، البته در قفقاز خاصه در میان طایفه اوست مردمان خرمائی رنگ هستند و در سالهای اخیر «زابورووسکی» در باب این افراد بیاناتی کرده است که شبیه گفته های سولاک است ، بنابر قول او «این مردم از عنصر اروپائیان خرمائی رنگ هستند که مستقیماً نژادشان به شعبه عتیق «دولیکوسفال» (درازسر) دوره «نئولیتیک» روسیه جنوبی مربوط می گردد» این قول را «فن لوشان» نژاد شناس آلمانی نیز تأیید کرده می گوید: 221 نفر کرد را مورد آزمایش علمی قرار دادم که 115 تن از آنها ازمردم ناحیه «قراقویش» ترکیه بودند، از این عده 53 درصد را از دسته «گزانتوکروئید» یافتم که از حیث اندازه جمجمه عموماً از شعبه درازسران بودند» بنابر قول این نویسنده در زمانهای بسیار قدیم  کردها دارای چشمان کبود و رنگ خرمائی و دراز سر بوده اند ، بعد ها بواسطه اختطلاط با ترکها و ارمنیها و سایر ایرانیان کندم گون وگرد سر شده اند.
غیر از اوژن پیتارد که این قول را ناردرست می داند ، علمای نژاد شناس دیگری هم با او هم عقیده اند، از جمله شانتر که مدتی در میان اکراد بوده، می نویسد که : از 158 نفر فقط 3تن خرمائی رنگ یافتم ، باقی مویشان یا سیاه بود یا بلوطی، و در باب رنگ چشم آنها، گوید که از 232 نفر فقط 8تن چشمهایشان روشن بود»
ژویر محقق فرانسوی نیز درباره کردها می نویسد: «این مردم چه شهر نشین و چه در حال کوچ، خود را از نژاد مغول وازبک می دانند که شورش ناگهانی آنها اغلب سبب برهم خوردگی وتیرگی آسیا گردیده است، و لیکن بزرگی و زیبایی چشمانشان، و بینی عقابی آنها، سفیدی رنگ پوستشان وبلندی اندامشان این ادعا را تکذیب می کند»
هنری بیندر یکی دیگر از محققان اروپایی نیز می نویسد که : «کردها مردمانی هستند زیبا ، دارای بینی دراز و قلمی، تا حدی خمیده دهان کوچک، با چانه کشیده و چشمان تیز و درخشان»
گروهی دیگر ازنژاد شناسان علاوه بر بیان خصوصیات ظاهری کردها سعی کرده اند از راه اندازه گیری جمجمه و آزمایشهای علمی نژاد شناسی، خصوصات نژادی آنها را معلوم کنند، از میان این عده تحقیقات اوژن پیتارد که به زمان نزدیکتر است قابل توجه باشد، خصوصاً که وی به نتایج آزمایشات دیگران نیزتوجه داشته و به مقایسه آنچه که خود به دست آورده با آنچه که دیگران به دست داده اند، وی راجع به اندازه جمجمه کردها با توجه به اندازه های بدست آمده عقیده دارد که شکل جمجمه آنها بواسطه اختلاط با اقوام دیگر تغیر زیاد حاصل نموده است، و برای نمونه حد متوسط اندازه جمجمه کردها را بنابر قول سه نفر از نژاد شناسان به نامهای ژانتر، ناسونف، و فن لوشان و خودش به این شرح نشان داده است:

ناسوف                 87/48                        از تیره گردسر

پیتارد                  86/49                        از تیره گردسر

شانتر                  78/53                         از تیره درازسر

فن لوشان                75                            از تیره درازسر

بعضی نیز تصور کرده اند که چون کردها اطفال خود را به نحو خاصی می پیچند، ازاینرو  جمجمه شان تغییر شکل می یابد و خیلی دراز می گردد چنانکه در اندازه های علمی باید آنان را جزء گرده دراز سران به حساب آورد. برخی از نژاد شناسان ازجمله شانتر، این نظر را رد کرده است می گویند این دراز سری بلحاظ تغییر شکل جمجمه اطفال نیست ،زیرا که عمل مزبور تا این اندازه موجب تغییر جمجمه نمی شود ، شانتر در تیره درازسران وگرد سران هر دواجرای این رسم را درباره اطفال مشاهده کرده است. وی که بیش ازهمه به این نوع آزمایش پرداخته است و عده زیادی از کردها را مورد ملاحظه قرار داده است ، تفاوت زیادی در اندازه جمجه انان یافته است ، ازجمله می گوید: متوسط جمجمه یزیدیها 70/04 ومتوسط بیلکانیهای ناحیه دیاربکر 86/48 است .به این اعتبار یزیدیها از تیره درازسران و بیلکانیها گرد سرند. بعلاوه در اندازه گیری بینی و چهره به این نتیجه رسیده است که کردها ازشعبه «لپتورین» و از لحاظ اندازه چهره جزء «لپتو گرازوپ» هستند.
بنابرآنچه گذشت معلوم شد که آزمایشات علمی بر روی جمجمه و یا آزمایشات دیگر علمی روی عده ای از کردها نه تنها چیزی را ثابت نمی کند ، بلکته بیانگیر این واقعیت است اساس این قومیت را با این قبیل آزمایشات نمی توان خدشه دار کرد، و آنچه ثابت است ، این است که کردها با همه پراکندگی جغرافیایی و سیاسی، طوایفی هستند ایرانی مانند دیگر برادران ایرانی خود که بیش از چند هزار سال توانسته اند فرهنگ قومی و اوصاف نژادی خویش را همچنان حفظ کنند و تمامی توطئه های سیاسی و علمی و فرهنگی را که هدفی جز جدا کردن آنها از اصل خویش یعنی ایرانی بودن نداشته است ، پشت سر گذارند، و هنچنین با افتخار و غرور به حیات قومی خویش ، در سرزمین  اجدادی ادامه دهند.

ب- افسانه ها درباره منشأ کرد


درکتب لغت و تاریخ جغرافی نویسان ایرانی و عرب درباره منشأ کرد مطالب بسیاری دیده می شود که بیشتر به افسانه شبیه است تا یک نظر واقعی.
گویند کرد از قوم بسیار قدیم جهان است و مقدم بر همه طوایف روی زمین بوده است زیرا که نام او یادگار عهدی قدیم است ، که نوع بشرپس از طوفان نوح بار دیگر شروع با انتشار کرد.
گویند کرد ازنژاد گوتی است و گاف به جیم مبدل می شود.و تبدیل تاء به دال هم در زمان قدیم خیلی مثال و نظیر دارد، پس گوتی همان جودی است، و جودی نام کوهی است که سفینه نوح پس از طوفان برآن نشست و این کوه اکنون در کردستان است ، بنابراین اول قومی که در آغاز پس از طوفان تشکیل شد، نام این ناحیه را گرفت و جودی یا گوتی خوانده شد و کرد از آن پیدا شد.بنابر روایت ابن قتیبه، حضرت نوح پس از طوفان قریه بقردی را بنا نهاد وهشتاد تن از همراهان خود را در آنجا ساکن کرد، ازآنرو آنجا را سوق المثانین گفتند.
علاوه بر این در برخی از کتب تاریخی و جغرافیای قدیم ، کردها به قبائلی از اعراب منسوب شده اند، چنانکه مسعودی گوید: کسان درباره مبدأ قبایل و تیره های کرد اختلاف کرده اند ، بعضی گفته اند آنها از قوم ربیعه بن نزار بنت سعد بن عدنانند که از روزگار قدیم جدا شده و به سبب گرد نفرازی در کوهها و دره ها اقامت گرفته و با عجمان و ایرانیان که در آن نواحی مقیم شهرها و آبادیها بوده اند مجاور شده و از زبان خویش بگشته اند ، و زبانشان عجمی شده است » همچنین می نویسد: «بنظر بعضی کسان قوم کرد ازاعقاب مضربن نزار و فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن هوازن هستند و از روزگار قدیم به سبب حادثه ها و خونها که میان آنها و قوم غسان بوده است جدا شده اند. بنظر بعضیها نیز آنها از ربیعه و مضربوده اند و به جستجوی آب و چراگاه به کوهستان پناه برده و در نتیجه مجاورت اقوام دیگر از زبان عربی بگشته اند» در تاج العروس آمده است :«جد آنها کرد پسر عمر وبود وعمرو را مزیقیا می گفتند،زیرا که هر روز جامه نو می پوشید و شبانگاه آن را پاره می کرد که پس از او پوشیده نشود، و نیز گفته اندد که کرد پسر عامر بن ماء السماء است» علاوه بر این روایات که کرد را از قبایل عرب می داند ، در باره ایرانی بودن اکراد نیز روایات و افسانه هایی درکتب قدیم یافت می شود.از جمله:
در التنبیه و الاشراف، آمده است که کردها ازنسل کرد پسر اسفندیار پسر منوچهر پیشدادی هستند. مسعودی در مروج الذهب وابن قتیبه درکتاب المعارف گویند که اکراد باقیمانده غذای ضحاکند.
در منابع داستانی ایران قدیم نیز اشاراتی راجع به نژاد کردشده است ، فردوسی که بطور قطع ویقین داستانهای شاهنامه را از روی مأخذ ساسانی جمع آوری و به نظم آورده است، به نام کرد و نژاد و کیفیت مهاجرت آنها به مغرب ایران اشاره می کند و کرد را از تخمه ایرانیانی می داند که از چنگ ضحاک گریخته، در کوهستان مغرب ایران متوطن شده اند.آنجا که می گوید:

چو ضحاک بر تخت شد شهریار               برو سالیان انجمن شد هزار

ندانست جز کژی آموختن                        جز ازکشتن وغارت وسوختن
چنان بد که هر شب دو مرد جوان              چه کهتر، چه ازتخمه پهلوان
بکشتی ومغزش بپرداختی                        دو مرد گرانمایه وپارسا
دو پاکیزه از گوهر پادشا                        دو مرد گرانمایه وپارسا
کی نام ارمایل پاک دین                        دگر نام کرمایل پیش بین

ارمایل و کرمایل برای نجات جوانان از کشته شدن چاره اندیشیدند و با خود قرار گذاشتند که بجای مغز سر یکی از جوانان، مغز سر گوسفند به ضحاک بخورانند ، بدین ترتیب موفق شدند هر بار یکی از دو جوان را از مرگ نجات دهند.

ز این گونه هر ماهیان سی جوان           ازیشان همی یافتندی روان
چو گردآمدی مرد از ایشان دویست        بران سانکه نشناختندی که کیست
خورشگر بدیشان بزی چند ومیش          سپردی وصحرا نهادند پیش
کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد            که زآباد ناید بدل برش یاد

درکتاب کردستان شمیم آمده است که: «در میان اکراد شمالی عیدی بنام کردی درباب ایرانی بودن کردها می نویسد «ظاهراً لفظ (کرد)تعبیر از صفت شجاعت است، چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاسته اند »
بدنبال این نظر می نویسدکه «پهلوان نامدار رستم زابلی» ، بهرام چوبین ، گرگین میلاد،  وفرهاد کوهکن همگی کرد بوده اند».
اقوال راجع به ایرانی بودن: اکراد که به اختصار ذکر گردید گر چه به صورت افسانه بیان گردیده اند، جملگی حاکی از این واقعیتند که «کرد» نام آن شعبه از نژاد ایرانی است که از هزاران سال پیش در نواحی غربی سرزمین پهناور ایران در داخل و خارج از مرزهای سیاسی، با حفظ ویژگیها وخصوصیات نژادی و فرهنگ قومی زندگی کرده و همچنان به حیات خویش ادامه می دهند.

برگرفته از سایت آوای ماد (ئاوای ماد)



کرد کردستان مادها ماد نژاد کرد اکراد تاریخ مردم کرد آریایی
ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 14 اسفند ماه، 1391 توسط Administrator  پرینت

مرتبط باموضوع :

 روستای شمشیر،ماسوله استان كرمانشاه  [ چهارشنبه، 18 مرداد ماه، 1391 ] 14795 مشاهده
 نام روزهـای هفتـه در ایـران باستـان‎‎  [ چهارشنبه، 21 دي ماه، 1390 ] 15046 مشاهده
 آزادی بیت المقدس به دست صلاح الدین ایوبی  [ سه شنبه، 18 اسفند ماه، 1394 ] 420 مشاهده
 رسم ازدواج در آیین زردشتی ایران باستان  [ يكشنبه، 27 مرداد ماه، 1392 ] 1310 مشاهده
 سبک زندگی اصیل ایرانی در آستانه فراموشی است  [ سه شنبه، 5 شهريور ماه، 1392 ] 1420 مشاهده
نام شما: مصطفی ویسمرادی

در مورخه : چهارشنبه، 30 اسفند ماه، 1391
باسلام خسته نباشید وب سایت خوبی داریداما مطالبش مقداری با نام سایت هماهنگی ندارد.باافتخارلینک شدید.
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب