
هیزم شکن
هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند ...
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود !
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد !!!
زنش آن را جابه جا کرده بود... مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت : و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند...! سخن روز : اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی ... داستان کوتاه هیزم شکن همسایه دزدی شب ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 11 اسفند ماه، 1389 توسط administrator
مرتبط باموضوع : چه کسی غذام خورد [ يكشنبه، 27 فروردين ماه، 1391 ] 55 مشاهده
راز خوشبختی [ يكشنبه، 10 مهر ماه، 1390 ] 281 مشاهده
آرامش سنگ یا برگ!! [ دوشنبه، 29 فروردين ماه، 1390 ] 558 مشاهده
داستان مداد [ دوشنبه، 22 فروردين ماه، 1390 ] 501 مشاهده
شمشیربازی با خدا [ دوشنبه، 18 مهر ماه، 1390 ] 274 مشاهده
|
امتیاز دهی به مطلب
|