<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>روستای شمشیر</title>
<link>http://shamshir.ir/</link>
<description>روستای شمشیر بهشت غرب</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>shamshir.ir@gmail.com</dc:creator>
<dc:date>2012-05-21</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2012-05-21</sy:updateBase>

<item>
<title>چگونـه شـادتر زنـدگی کنیـم؟</title>
<link>http://shamshir.ir/46/چگونـه-شـادتر-زنـدگی-کنیـم؟/</link>
<comments>http://shamshir.ir/46/چگونـه-شـادتر-زنـدگی-کنیـم؟/#comments</comments>
<pubDate>2012-05-12</pubDate>
<dc:creator>ارسال شده توسط Administrator</dc:creator>
<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
<guid isPermaLink="false">46@http://shamshir.ir/</guid>
<description><![CDATA[<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif">در این مقاله به نقش &quot;فعالیت&zwnj;های اجتماعی&quot; در حفظ سلامت، از جمله سلامت مغز می&zwnj;پردازیم. چراکه انسان از لحاظ جسمی به گونه ای آفریده شده که نیازمند و ناگزیر به در گیر بودن و مشغول بودن است. در واقع انسان زمانی یک زندگی سالم و طولانی خواهد داشت که در حال فعالیت باشد. هر عضوی که به کار گرفته نشود، از بین خواهد رفت. این در حالی است که انسان امروز ارزشی بیش از اندازه برای &quot;راحتی و آسایش&quot; قائل شده که بخش زیادی از مشکلات و بیماری&zwnj;ها ناشی از همین راحت طلبی است. راحتی بیش از اندازه و بی&zwnj;تحرکی نه تنها کسالت بار است، بلکه به بی&zwnj;تحرکی مغز هم می&zwnj;انجامد. بد نیست بدانید که جرج برنارد شاو در سن ۷۰ سالگی جایزه نوبل را برد. بنجامین فرانکلین تعدادی از بهترین آثار خود را در ۸۴ سالگی نوشت و پیکاسو در دهه ۸۰ زندگی قلم بر بوم گذاشت. پس برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی بسر برید، باید در میدان کار و عمل باشید.</span></span></p>
<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: #0000ff"><strong>:: فعالیت اجتماعی</strong></span><br />
	انسان از لحاظ روانی یک مخلوق اجتماعی است و برایش مهم است که در اجتماع و زندگی نقشی داشته باشد تا احساس موفقیت و سودمندی بیشتری کند، عزت و اعتماد به نفسش تقویت شود، رشد روحی عاطفی و اجتماعی یابد، احساس تنهایی و ناتوانی نکرده و بتواند به بهترین نحو ممکن با مسائل برخورد و آنها را حل کند. نتیجه اینکه در هر سنی فعالیت اجتماعی برای حفظ سلامت بدن لازم است. حتی افزایش سن و پیری نیز نباید منجر به دوری از اجتماع گردد. این در حالی است که برخی افراد با رسیدن به سن بازنشستگی یا سالمندی از کار و اجتماع دور شده و نشستن روی صندلی و ماندن در خانه را ترجیح می&zwnj;دهند و برخی دیگر فعالیتی را جایگزین کار قبلی نموده و همچنان در نقش&zwnj;های متعدد اجتماعی درگیر شده و این چنین احساس رضایت می&zwnj;کنند. وقتی برای انجام کاری از ظرفیت&zwnj;های جسمی و روانی خود استفاده کنید، مغز کارایی خود را حفظ خواهد کرد؛ وگرنه با گذشت زمان ناتوان&zwnj;تر خواهید شد.</span></span></p>
<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif"><strong>داشتن هدف:</strong> در هیچ مرحله از زندگی بی&zwnj;هدف نباشید. هدف چیزی است که فرد را همیشه به حرکت وا می&zwnj;دارد. مهمترین اهداف زندگی&zwnj;تان را مشخص و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. وقتی هدف&zwnj;دار باشید، انرژی بیشتری برای انجام کار پیدا می&zwnj;کنید، احساس اعتماد به نفس و خلاقیت بیشتری خواهید داشت، انگیزه بیشتری برای شروع کار داشته و به ادامه کار بیشتر مصمم خواهید شد.</span></span></p>
<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif"><strong>ایجاد انگیزه: </strong>در خود ایجاد انگیزه کنید. اجازه ندهید مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تاثیر قرار دهند و تضعیف کند. میزان انگیزه و پشتکار شما روی میزان عزت نفس شما تاثیر دارد. باور کنید که از توانایی و کارایی بالایی برخوردارید؛ فقط باید بخواهید.</span></span></p>
<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif"><strong>انجام کارهای سودمند:</strong> وظــایـف و مسئولیت&zwnj;های روزمره خود را مرور کنید. هر محدودیتی هم که داشته باشید، باز می&zwnj;توانید مسئولیتی به عهده بگیرید. اگر کارهایی هست که باعث هدر رفتن وقت شما می&zwnj;شوند، آنها را حذف کرده و به کارهایی بپردازید که سودمند است. مثلا تماشای زیاد تلویزیون را حذف کرده و وقت آن را صرف ورزش، مطالعه و هر کاری که به پیشرفت زندگی شما کمک می&zwnj;کند، نمایید.</span></span></p>
<p>
	<span style="font-size: 16px"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif"><strong>توانایی خــود را ارزیــابی کنید:</strong> توانایی&zwnj;های منحصر به&zwnj;فرد خود را ارزیابی نموده و به کار گیرید. ببینید چه کاری را بهتر از دیگران انجام می&zwnj;دهید؟ در چه کاری مهارت دارید؟ انجام چه کاری برای شما آسان اما برای دیگران سخت است؟ وقتی شما کاری را به بهترین نحو انجام می&zwnj;دهید، مطمئنا بیشترین لذت را خواهید برد.</span></span><span style="display: none">&nbsp;</span></p>
]]></description>
<dc:date>2012-05-12</dc:date>
<language>farsi</language></item>

<item>
<title>چه کسی غذام خورد</title>
<link>http://shamshir.ir/45/چه-کسی-غذام-خورد/</link>
<comments>http://shamshir.ir/45/چه-کسی-غذام-خورد/#comments</comments>
<pubDate>2012-04-15</pubDate>
<dc:creator>ارسال شده توسط Administrator</dc:creator>
<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[ادبی]]></category>
<guid isPermaLink="false">45@http://shamshir.ir/</guid>
<description><![CDATA[<h3>
	<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif">ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در آلمان هستیم...</span></h3>
<h3>
	<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif">یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره&zwnj;اش پیداست آلمانی است، سینی غذایش را تحویل می&zwnj;گیرد و سر میز می&zwnj;نشیند و سپس یادش می&zwnj;افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می&zwnj;شود تا آنها را بیاورد اما وقتی برمی&zwnj;گردد، با شگفتی مشاهده می&zwnj;کند که یک مرد سیاه&zwnj;پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه&zwnj;اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست !!!</span></h3>
<h3>
	<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif">بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می&zwnj;کند اما به&zwnj;سرعت افکارش را تغییر می&zwnj;دهد و فرض را بر این می&zwnj;گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینه اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست.<br />
	او حتی این را هم در نظر می&zwnj;گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی&zwnj;اش را ندارد.<br />
	در هر حال، تصمیم می&zwnj;گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند.<br />
	جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می&zwnj;دهد !</span></h3>
<h3>
	<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif">دختر آلمانی سعی می&zwnj;کند کاری کند؛ این&zwnj;که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.<br />
	به این ترتیب، مرد سالاد را می&zwnj;خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی&zwnj;دارند، و یکی از آنها ماست را می&zwnj;خورد و دیگری پای میوه را.<br />
	همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم&zwnj;کننده و با مهربانی لبخند می&zwnj;زنند.<br />
	آنها ناهارشان را تمام می&zwnj;کنند...</span></h3>
]]></description>
<dc:date>2012-04-15</dc:date>
<language>farsi</language></item>

<item>
<title>رقابت سکون ندارد</title>
<link>http://shamshir.ir/44/رقابت-سکون-ندارد/</link>
<comments>http://shamshir.ir/44/رقابت-سکون-ندارد/#comments</comments>
<pubDate>2012-04-04</pubDate>
<dc:creator>ارسال شده توسط Administrator</dc:creator>
<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[ادبی]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<guid isPermaLink="false">44@http://shamshir.ir/</guid>
<description><![CDATA[<font size="3" face="Arial">&gt;&gt;کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت<br />
&gt;&gt;مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد<br />
&gt;&gt;متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی<br />
&gt;&gt;میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.<br />
&gt;&gt;فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش<br />
&gt;&gt;را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت<br />
&gt;&gt;و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه<br />
&gt;&gt;خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را<br />
&gt;&gt;بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.<br />
&gt;&gt;<br />
&gt;&gt;سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش<br />
&gt;&gt;تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد<br />
&gt;&gt;چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر<br />
&gt;&gt;درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.<br />
&gt;&gt;او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش<br />
&gt;&gt;را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین</font>]]></description>
<dc:date>2012-04-04</dc:date>
<language>farsi</language></item>

<item>
<title>بهار سال 91 روستای شمشیر</title>
<link>http://shamshir.ir/43/بهار-سال-91-روستای-شمشیر/</link>
<comments>http://shamshir.ir/43/بهار-سال-91-روستای-شمشیر/#comments</comments>
<pubDate>2012-04-02</pubDate>
<dc:creator>ارسال شده توسط Administrator</dc:creator>
<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[ادبی]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[روستا]]></category>
<guid isPermaLink="false">43@http://shamshir.ir/</guid>
<description><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<div align="center">
	<a href="http://shamshir.ir/modules/MT-Gallery/images//IMG_0001.jpg"><img alt="" src="http://shamshir.ir/modules/MT-Gallery/images//IMG_0001.jpg" style="width: 591px; height: 443px" /></a></div>
]]></description>
<dc:date>2012-04-02</dc:date>
<language>farsi</language></item>

<item>
<title>زمستان بهشت غرب ایران</title>
<link>http://shamshir.ir/42/زمستان-بهشت-غرب-ایران/</link>
<comments>http://shamshir.ir/42/زمستان-بهشت-غرب-ایران/#comments</comments>
<pubDate>2012-03-10</pubDate>
<dc:creator>ارسال شده توسط Administrator</dc:creator>
<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[ادبی]]></category>
<category><![CDATA[داستان]]></category>
<category><![CDATA[روستا]]></category>
<category><![CDATA[گالری]]></category>
<guid isPermaLink="false">42@http://shamshir.ir/</guid>
<description><![CDATA[<p style="text-align: center;">
	<a href="http://shamshir.ir/modules/MT-Gallery/images//Photo027.jpg"><img alt="" src="http://shamshir.ir/modules/MT-Gallery/images//Photo027.jpg" style="width: 559px; height: 419px;" /></a></p>
]]></description>
<dc:date>2012-03-10</dc:date>
<language>farsi</language></item>

</channel>
</rss>

